

جملات قصار خمینی، بهخصوص آنها که کوتاهترند، نزد بسیاری از جوانانی که عمرشان به «دوران طلایی امام»! نمیرسد، بسیار مشهور است. در یک گردش مختصر در شبکههای اجتماعی به مواردی مانند «هیچ»، «اقتصاد مال خره»، «اتوبوس از مینیبوس بزرگتره»، «خیلی خری» حتماً برخواهید خورد. اما یکی از مشهورترین آنها «خدعه کردیم» است! پاسخی وقیحانه که وقتی خمینی را در مقابل وعدههای نوفل لوشاتو قرار دادند، به زبان آورده بود.
از همان روزگار تا امروز این حکومت بر مدار «خدعه» و دروغ و جعل و البته جنایت و وقاحت میچرخد.
خامنهای و بازی «عملیات حرفهیی هوشمندانه چندوجهی و پیچیده»!

موج همبستگی با مرجان شورشگر
جنون بیپایان و سرکوبیدن به در و دیوار در ولایت خامنهای
تهدیدهای بیدنده و ترمز قضاییه جلادان علیه هنرمندان
به کارگردانی یک نوچه شعبان بیمخ!
جیغ بنفش و تهدید و «پارس خوابیده» در برنامه اینترنتی «خط خطی» ارتجاع:
خواهش میکنم از قوه محترم قضاییه، از دادسرای رسانه، که برسند به داد این اوضاع
که این آدمها اینقدر راحت از قاتلان حمایت کردند!
از افتخارات مرجان حمایت از منافقین بهعنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی
قاتلان ۱۷هزار است!
خانواده آن شهدای ترور دارند نگاه میکنند، پای تلویزیون مینشینند پس فردا
این قیافههای سلبریتیها را میبینند، میگویند آقا این الآن از قاتل ما حمایت کرد
چرا دوباره دارین به او تریبیون میدهید
این یکی از خواستههای ما است انشاءالله در مجلس جدید هم بهش اشاره بشود
مرجان از کانونهای شورشی منافقین حمایت میکرد
کسانی که در چند ثانیه موتور میخوابانند، بنزین میکشند، آتش میزنند
موتور را میفرستند روی هوا، ماشین پلیس را برمی گردانند چپه میکنند
به نیروی انتظامی حمله میکنند
افتخارات مرجان این بوده که برای سرنگونی جمهوری اسلامی دعا میکرده
و مسعود رجوی و مریم رجوی را الهامبخش خودش میدانسته
مرجان کمپ منافقین را رزمگاه مجاهدان آزاده و ایران دوست
و مریم رجوی را تک سوار آزادی می دانست
همبستگی با مرجان، جنون و پارس خوابیده در تلویزیون «خط خطی» ولایت:
مرجان کی بود؟
حتماً ببینید

لابد داستان معروف «عقاب و زاغ» را به روایت پرویز ناتل خانلری شنیدهاید. عقابی در آخر عمر از کلاغی میپرسد داستان عمر طولانی تو چیست؟
کلاغ میگوید: مردارخواری و غذا برداشتن از میان آشغال و گندزارها!
روایتی که بر عقاب سخت میآید و نمیپذیرد و در حالیکه «بال برهم زد و برجست ز جا» و به کلاغ میگفت: «ای یار ببخشای مرا» ادامه داد:
سالها باش و بدین عیش بناز
تو و مردار تو عمر دراز
من نیم در خور این مهمانی
گند و مردار تو را ارزانی
گر در اوج فلک باید مرد
عمر در گند به سر نتوان برد

















