روز جمعه ۲۱فروردین، کنفرانسی در گرامیداشت مجاهدین و شورشگران سر بهدار، با عنوان فراخوان به اقدام فوری برای توقف اعدام زندانیان مجاهد و مبارز و شورشگران دلیر برگزار شد.
در این کنفرانس، شخصیتهای سیاسی از جمله: خانم دویبلور گملین وزیر پیشین دادگستری آلمان و فرانتس جوزف یونگ وزیر پیشین فدرال آلمان، جان برکو رئیس پیشین مجلس عوام انگلستان، ژان پیر اسپیتزر وکیل برجسته فرانسه و ژان فرانسوا لوگاره، رئیس انستیتوی فمو و شماری از شهرداران فرانسه سخنرانی کردند.
سخنرانی ژان پیر اسپیتزر وکیل برجسته فرانسه:
خانم پرزیدنت، خانم رجوی گرامی، دوستان عزیز، چون چهرههای زیادی میبینم که اینجا دوستان من هستند. ۲۴ سال پیش من این جنبش شما را شناختم. ۲۴ سال پیش ما با هم همراه شدیم. در سال ۲۰۰۲ هم اتهاماتی علیهتان زده بودند. چرا که همچنان که به شما گفتم در آن موقع، پیروزی که ما وکلا به دست آوردیم، پیروزی شما بود و آنچه که من در رابطه با اتهاماتی که به شما زده میشد شنیدم، من را تحت تأثیر قرار داد. به خاطر اینکه دو کشوری که بیش از همه به آنها احترام میگذارم از بابت دموکراسی، فرانسه ۱۷۸۹ و همچنین انگلستان، در همین دو کشور با دولتهای وقتشان، کسانی که به اصطلاح اشکالاتی نمیشد به آنها گرفت، تونی بلر و دوویلپن، اشکال غیرقابل تصحیحی مرتکب شدند.
صحبتهایی که من انجام دادم با دولت فرانسه وقتی رفتم وزارت خارجه را دیدم، خودم هم قبلاً در وزارت خارجه کار کرده بودم. به خودم گفتم اینها قربانی فیکنیوز هستند، قربانی اخبار فیکنیوز هستند. چرا به این فکر کردم؟ به این جمله ژیل فکر کردم که وقتی اشتباه فکر میکنی، هر جا میرفتم به من میگفتند که اینها تروریستاند. من به آنها میگفتم صبر کنید، همین الان آنها را در سال ۹۸ تروریزه کردند، مرعوب کردند، تلاش کردند این کار را بکنند؛ تنها کسانی که تروریست هستند روی این صحنه، آخوندها هستند، کس دیگری نیست. گفتند نه، اینها کمونیستاند. گفتم شما اصلاً برنامه اینها را خواندهاید که به آنها میگویید؟ برنامه خانم رجوی، برنامه مجاهدین و آنچه که خانم رجوی برای شورای ملی مقاومت معرفی کرده است؟ گفتند نه، اینها با این حال کمونیستاند. گفتند نه، اسلامگرا هستند، نباید به آنها نزدیک شد. گفتم من نمیفهمم، اینها اسلامگرایان بنیادگرا؟ اصلاً اینها را میکشند! ولی نمیفهمیدند. جهلی است که مورد جهالت قرار میگیرد و خب صحبت، گفتههای زیادی را به همراه میآورد.
ما همراه با شما مبارزه بزرگی را به پیش بردیم و در آن به پیروزی رسیدیم. پیروز شدیم. این یک پیروزی سخت بود و آنجا شما تحسین من را برانگیختید، وقتی که اولین بار به من گفتید: استاد، ما عدالت را انتخاب میکنیم، حق را انتخاب میکنیم. وقتی شما وکیل هستید، باید از طریق وزرا و اینها بروید، باید با آنها روبهرو شوید، باید با آنها مقابله کنید. آنها به من میگفتند که اینها خشونت میکنند، تروریستاند و از این حرفها. و حالا من در برابر کسانی قرار میگرفتم که میگفتند با عدالت و با حقوق میخواهند پیروز شوند. تحسین من تمامعیار بود در قبال شما و خانم رجوی. اگر به من اجازه بدهید، امروز میگویم که تحسینم بیشتر شده، وقتی که میبینم این ۶ نفر، این ۱۳ نفر را که جان باختند، نه فقط برای کشورشان بلکه برای ایدهها و آرمانها.
و من به فرانسه ۱۷۸۹، انقلاب فرانسه فکر میکنم و دو سخنران فرانسوی که الان صحبت کردند را تکرار نمیکنم. برای دموکراسی، برای حاکمیت قانون جان میبازند و به عنوان قهرمان جان میبازند. بنابراین همیشه زنده خواهند بود در قلبهای ما و زنده خواهند بود برای جنبش شما و اینها در واقع پایههای چیزی هستند که فردا باید اتفاق بیفتد. آنچه که شما برایش، خانم پرزیدنت، مبارزه میکنید این است که جهان در نهایت بتواند به یک دنیای آزادی و دموکراسی برسد.
من میخواهم به شما بگویم که شما وکیلی که من بودم را به همراه خودتان داشتید، اما من در خدمت شما بودم و از یک آرمان دفاع کردم. امروز جالب است و یک همزمانی جالبی است که گاه تاریخ باعث میشود ما لبخند بزنیم. کسانی که دولتها را مجبور کرده بودند یا خریده بودند که به شما بگویند تروریست و شما را در لیست سیاه قرار دهند، خودشان در لیست تروریستی سیاه هستند. این یک تغییری است که من را بسیار خوشحال میکند که سپاه پاسداران امروز سرانجام در لیست سیاه است.
اکنون خانم رجوی، میدانم که شما از ما نه کمک میخواهید و نه سلاح، ولی من میگویم که باید به شما کمک کرد، چون در کنار یک وکیل و یک انسان که از آرمان شما حمایت میکند، آرمان سیاسی شما را امروز حمایت میکنم. برای کمک به شما، دلم میخواهد جملاتی را تکرار کنم که ما را متحد کرده و هر بار کنار هم متحد میکند. هر بار که در پایان دفاعم در برابر قضات صحبت میکردم، این را تکرار میکردم و به آنها میگفتم: نترسید. نترسید، چون باید ۲۷ کشور را محکوم میکردم، اعضای شورای اتحادیه اروپا را. و امروز تمایل دارم به رهبرانمان بگویم که هنوز کمی به وزرای خارجه ایران تمایل دارند و میگویند آره، آدمهای خوبی هستند. من میگویم آره، آدمهای خوبی هستند، ولی میکشند! مثل این میماند که در دوران هیتلر بگوییم وزیر خارجهاش آدم خوبی بود؛ البته چنین آدمی هم نبود.
تمایل دارم به آنها بگویم نترسید و باز هم تکرار میکنم در پایان کار خودم: چرا نترسید؟ چون والدین ما، والدین خودم و پدر و مادربزرگم، در سال ۴۵ گفتند «هرگز دیگر تکرار نخواهد شد» و متنی را، اعلامیه جهانی حقوق بشر را به وجود آوردند. نترسید و دیگر فکر نکنید که ببینید حقوق قانونی هست یا نیست؛ مبارزه با آخوندها همان چیزی است که یک مبارزه برحق است، ولی شما باید آن را به پیش ببرید، شما و مردم ایران.