
اولین کار یک پزشک برای تست تب یک بیمار دست زدن به پیشانی اوست یا گرفتن دست وی؛ در گامهای بعدی ممکن است از تبسنج گرفته تا ابزار پزشکی دیگر استفاده کند.
اگر حکومت آخوندی را یک بیمار لاعلاج فرض کنیم برای سنجش تب او ما چند وسیله در اختیار داریم. به برخی از آنها اشاره میکنیم.
بازوهای غیرنظامی اختاپوس ولایت خامنهای
۱- شبکهٔ امام جمعههای حکومتی برای نمایشهای هفتگی جمعهبازار ولایت و نمایندگان خامنهای در شهرهای مختلف.
۲- لشکر سایبری متشکل از بسیجیهای ساندیسخور و بیسواد که هر کدام با چندین و چند اکانت در فضای مجازی به طیفی از فعالیتهای مختلف از تأیید نظام تا مخالفت با نظام (!) مشغولند.

دولت آلبانی پس از بیرون انداختن سفیر رژیم از کشور خود در سال۲۰۱۸ فعالیتهای جاسوسی آخوندها را با دقت بیشتری زیر نظر گرفت؛ و تاکنون شماری از جاسوسان و مزدوران رژیم را بهعنوان عناصر مخرب شناسایی و از این کشور بیرون راندهاست.
آلبانی در آخرین نمونه از اقدامات ضدجاسوسی خود اعلام کرد یکی دیگر از مأموران وزارت اطلاعات آخوندی را شناسایی و دستگیر کرده و از این کشور اخراج میکند؛ و هشدار داد که سایر افرادی که با این مزدور همکاری داشتهاند، تحت تعقیب قرار میگیرند. بیتردید این دستگیری روزگار را بر مزدوران و جاسوسان خارج کشوری وزارت اطلاعات سختتر میکند.
اقدام تروریستی علیه مجاهدین در آلبانی
تلویزیون «تاپ چنل» آلبانی روز چهارشنبه ۲۲ژوئیه۲۰۲۰ اعلام کرد:

شنیده بودیم آنگاه که ماه چهارده شب برمیآید و آسمان را پر میکند، سگان به عوعو درمیآیند اما دیدن این واقعه در دنیای امروزین و در پهنهٔ سیاست تاجرپیشه و تولید شده با دلارهای کثیف، حکایتی قابل تأمل است. راستی چرا ترجیع گوشآزار برای شیطانسازی مجاهدین از هنگامی آغاز شد که آنها از گردهمایی جهانی برای ایران آزاد رونمایی کردند؟
مگر پیام این گردهمایی چه بود که این واکنشهای عصبی و توفان افترا و تهمت نسبت به پاکبازترین فرزندان خلق ایران را بهدنبال داشت؟
مجاهدین و رهبری آنها چه کردهاند که دم و دمبالچههای سلطنت و مأموران خونآشام وزارت اطلاعات، سایهٔ آنها را با تیر میزنند و برای سرشان جایزه تعیین میکنند؟
***
اگر به این سؤال بخواهیم پاسخی درخور بدهیم لازم است به چند موضوع توجه کنیم.

رضا فلاحی هستم و به مدت ۱۰سال از شهریور ۱۳۶۰تا شهریور ۱۳۷۰در زندانهای نیروی هوایی؛ دژبان مرکز؛ اوین؛ قزلحصار؛ گوهردشت و مجدداً زندان اوین؛ یک دهه زندانگردی را همچون بسیاری از دیگر زندانیان تجربه کردم و لاجرم در این میان شاهد بسیاری از جنایات رژیم بهویژه در جریان قتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی سربدار در تابستان ۶۷ بودهام.
من هم مانند دیگر زندانیان سیاسی از بند رسته، اکثر کتب، مقالات و مصاحبهها در رابطه با زندان و زندانیان سیاسی را دنبال میکنم. اکثر زندانیان پیشینی که من میشناسم، گرچه بعضاً چند دهه از رهایی آنان از زندان میگذرد، ولی واژگانی چون زندان و زندانی بخش جدایی ناپذیری از زندگی و حیات سیاسی آنها شده است.
به تازگی مطلبی از آقای فریدون ژورک هنرمند مردمی و یکی از زندانیان سیاسی پیشین، خواندم که آخرین قطعه پازلی را که مدتها در ارتباط با مزدور ایرج مصداقی بهدنبال آن بودم، در اختیارم گذاشت! این برای من بهمثابه سقوط سیبی از درخت بود که باعث کشف جاذبه زمین از سوی نیوتن و فریاد «یافتم یافتم» او شد.


من در ۱۳تیرماه۱۳۹۹ طی مقالهای در مورد بیانیه «روشنفکران، هنرمندان و فعالان مدنی» و کارچرخانان پشتپرده آن نوشتم هدف اصلی این است که درپوش یک حرکت حقوق بشری، ایرج مصداقی را سفید کرده و به دروغ بهعنوان نماینده زندانیان سیاسی قالب نمایند در حالیکه مصداقی کسی است که خط وزارت اطلاعات را پیش میبرد و در خدمت رژیم است.
همچنین نوشتم و الان هم با تأکید بیشتر میگویم «با شناختی که از خیلی از امضا کنندگان دارم، اعلام میکنم که به اعتقاد من آنقدر شرافتمند هستند که اگر متن را با دقت خوانده و از هویت و ماهیت سیاسی مصداقی با خبر بودند... هرگز متن با اسم مصداقی را امضا نمیکردند... اما حرکت در خط رژیم برای نابود کردن بزرگترین سازمان اپوزیسیون آنچنانکه خمینی در قتلعام حکم کرد، چیزی جز پادویی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیست».















