




این بیانیه نخستین بار در ۱۵خرداد ۱۳۹۲ توسط شماری از زندانیان منتشر و سپس به امضاها افزوده شده است. زندانیان روانشاد: بابک امانی، بهادر پرویزی، معصومه جوشقانی، عزیز چوپانی، سونا دادگر، رحمت کرمانی، یحیی گلچشمه و مرجان در شمار امضاءکنندگان بیانیه بودند.
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی از بندرسته زندانهای خمینی در مورد یاوهگوییهای ایرج مصداقی
ما جمعی از زندانیان سیاسی از بندرسته سیاهچالهای رژیم خمینی بدین وسیله اعلام میکنیم؛
۱ – ما اقدام اخیر ایرج مصداقی که تحت عنوان گزارش (٩٢) انتشار یافته و چیزی جز گردآوری سلسله اتهامات و اکاذیب رژیم و اطلاعات آخوندی علیه مقاومت نیست را به شدیدترین وجه محکوم میکنیم .
۲ – ما معتقدیم چنین اقدامی برخلاف راه و اهداف همهٔ خونینکفنان و جانباختگان تابستان (٦٧) و تمامی شهیدان و شکنجهشدگان و مقاومتکنندگان در برابر رژیم بوده و آنرا در راستای اهداف وزارت اطلاعات رژیم آخوندی و مزدوری برای آن میدانیم.
۳ – سر بریدن مقاومت خونین مردم ایرا ن در پای دیکتاتوری وحشی آخوندی را بهشدت محکوم کرده و آنرا انجام وظیفه در امتداد چشمک و چراغی آشکار به رژیم ولایت میدانیم.
۴ – ما سوءاستفاده از خون، شرف و هویت کسانیکه تا لحظهٔ مرگ آشتیناپذیر مانده و سرفرازانه بر طنابهای دار بوسه زدند را جهت برآوردن امیال شخصی که توسط ایرج مصداقی سالهاست انجام میگیرد را بهعنوان اقدامی ناشایست، ضد ملی و ضداخلاقی محکوم میکنیم.
۵ – توهین به کلیه ارزشهای مقاومت مردم ایران از شهیدان و زندگان، فقط برازندهٔ اعوان و انصار رژیم آخوندی میباشد، این عملی بیشرمانه و گستاخانه است و این کینهتوزی را دقیقاً از جنس کینه پاسداران دانسته و آنرا محکوم میکنیم.
۶ – افشای هر کسی اعم از زندانی یا غیرزندانی با هر ادعایی که دارد ولی اکنون در راستای منافع رژیم قدم بر میدارد را وظیفه مبرم هر زندانی سیاسی و هر انسان با شرفی میدانیم و سکوت در مقابل این وادادگی را محکوم میکنیم.

شعر «خائن به شعر» را هفت سال پیش در سال ۹۲ در لیبرتی نوشتم؛ زمانی که سفله شاعر ادعای دروغ و رذیلانه مرگهای مشکوک در مجاهدین و از جمله مرگ مشکوک خواهر مجاهد اکرم حبیب خانی را مطرح کرده بود. اما وقتی خواهر اکرم کتاب «شرافت به یغما رفته» را منتشر کرد، در انتشار شعر دست نگهداشتم. حالا دیگر کار از این چیزها گذشته و این خود نمونهیی است که ما شروع نکردیم...
امروز که میبینم آن ادعا تا کجا وزارتی و بهفرموده از سوی قاتلان مردم ایران بوده و آن که من خائنش نامیده بودم در لجن خونخواری وزارت ولیفقیه غرق شده؛ سکوت بیشتر در مورد این خیانتها خودش خیانت به مقاومت و خون شهیدان آزادی است.

دست و پا زدن ارگانهای اطلاعاتی آخوندی علیه مقاومت
«همهٔ خودکامههای روزگار دیوانه بودهاند. خودکامههای تاریخ تا حد وصول
به مقام عالی دیوانهٔ زنجیری پیش رفتهاند».
(احمد شاملو، سخنرانی در دانشگاه کالیفرنیا، آوریل ۱۹۹۰ / فروردین ۱۳۶۸)
***
رفتارهای هیستریک و محیرالعقول جمهوری اسلامی با پیشقراولی وزارت اطلاعاتش علیه سازمان مجاهدین خلق ایران و ساکنان اشرف۳، پیاپی دارد مدارهای دیوانگیِ زنجیری را پشت سر میگذارد. از انواع ترفندهای خودکامهگان و دیکتاتورها علیه آزادیخواهان و مبارزان بسیار خوانده و دیدهایم، اما نظیر چنین رفتارهای مالیخولیایی از جانب حاکمیت آخوندها را لااقل در یک قرن گذشته سراغ نداریم. آخوندها در یک ماه گذشته برگهایی از جن و جنون هیستریک توأم با بلاهت افسارگسیخته را علیه مجاهدین خلق نمایش دادهاند که گذشته از شکل ارائهٔ آنها، از یک محتوای قابل تأمل خبر میدهند.

یعنی چی یعنی اینها از نقاط ضعف ما استفاده میکنند. مثلا بحث بنزین که آنها وارد شدند از نقطه ضعف ما استفاده کردند. بسیاری از کسانی که در حوادث آبان ماه سال گذشته بازداشت شدند بهنحوی وابسته به آنها بودند
یکی از کارهای مهمی که این روزها مجاهدین و انصارش دارند انجام میدهند. فضاسازی و بهم ریختن امنیت روانی مردم در فضای مجازی است
دو سال پیش بود که در عراق پادگان اشرف را نظام منهدم کرد، آنها سر از کشور آلبانی درآوردند و حالا فاز جدیدی از اتفاقات رخ داد
کتابی که اسمش هست شورشگری و ضدشورشگری که سال۵۴ این را ترجمه کردند که شما چطور میتوانید عملیات شورش را به راه بیندازید، دستورالعملهایی که هنوز هم در بعضی از شرایط ما شاهد بکار گرفتن آنها هستیم




این بیانیه نخستین بار در ۱۵خرداد ۱۳۹۲ توسط شماری از زندانیان منتشر و سپس به امضاها افزوده شده است. زندانیان روانشاد: بابک امانی، بهادر پرویزی، معصومه جوشقانی، عزیز چوپانی، سونا دادگر، رحمت کرمانی، یحیی گلچشمه و مرجان در شمار امضاءکنندگان بیانیه بودند.
بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی از بندرسته زندانهای خمینی در مورد یاوهگوییهای ایرج مصداقی
ما جمعی از زندانیان سیاسی از بندرسته سیاهچالهای رژیم خمینی بدین وسیله اعلام میکنیم؛
۱ – ما اقدام اخیر ایرج مصداقی که تحت عنوان گزارش (٩٢) انتشار یافته و چیزی جز گردآوری سلسله اتهامات و اکاذیب رژیم و اطلاعات آخوندی علیه مقاومت نیست را به شدیدترین وجه محکوم میکنیم .
۲ – ما معتقدیم چنین اقدامی برخلاف راه و اهداف همهٔ خونینکفنان و جانباختگان تابستان (٦٧) و تمامی شهیدان و شکنجهشدگان و مقاومتکنندگان در برابر رژیم بوده و آنرا در راستای اهداف وزارت اطلاعات رژیم آخوندی و مزدوری برای آن میدانیم.
۳ – سر بریدن مقاومت خونین مردم ایرا ن در پای دیکتاتوری وحشی آخوندی را بهشدت محکوم کرده و آنرا انجام وظیفه در امتداد چشمک و چراغی آشکار به رژیم ولایت میدانیم.
۴ – ما سوءاستفاده از خون، شرف و هویت کسانیکه تا لحظهٔ مرگ آشتیناپذیر مانده و سرفرازانه بر طنابهای دار بوسه زدند را جهت برآوردن امیال شخصی که توسط ایرج مصداقی سالهاست انجام میگیرد را بهعنوان اقدامی ناشایست، ضد ملی و ضداخلاقی محکوم میکنیم.
۵ – توهین به کلیه ارزشهای مقاومت مردم ایران از شهیدان و زندگان، فقط برازندهٔ اعوان و انصار رژیم آخوندی میباشد، این عملی بیشرمانه و گستاخانه است و این کینهتوزی را دقیقاً از جنس کینه پاسداران دانسته و آنرا محکوم میکنیم.
۶ – افشای هر کسی اعم از زندانی یا غیرزندانی با هر ادعایی که دارد ولی اکنون در راستای منافع رژیم قدم بر میدارد را وظیفه مبرم هر زندانی سیاسی و هر انسان با شرفی میدانیم و سکوت در مقابل این وادادگی را محکوم میکنیم.

نزدیک به ۹ماه پس عملیات چند وجهی اطلاعات سپاه پاسداران در مورد دستگیری و آوردن گرداننده سایت آمد نیوز به داخل ایران و پس از چند جلسه نمایش بهعنوان دادگاه، قضاییه جلادان از صدور حکم اعدام برای روحالله زم خبر داد.
دژخیم اسماعیلی سخنگوی آخوند جلاد ابراهیم رئیسی-۱۰تیر۹۹ گفت:
«موارد اتهامی متعددی که آقای روحالله زم داشتند دادگاه ۱۳مورد از عناوین ریز اتهامات را توأم با هم از مصادیق افساد فی الارض دانسته و به این جهت در مورد ایشان حکم اعدام صادر کرده و چند مورد دیگر که در زمره مصادیق افساد فی الارض نبوده بابت آنها به مجازات حبس محکوم شده که این حکم البته غیرقطعی ست و قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور چنانچه از ناحیه ایشان یا وکیل ایشان فرجامخواهی بشود پرونده به دیوانعالی کشور ارسال خواهد شد و نهایتاً هم رأی نهایی دیوان عالی کشور هست که سرنوشت پایانی این پرونده را رقم خواه زد».

جنگ گرگها و «شو» اطلاعات آخوندها برای سفیدسازی برگهای سوخته علیه جایگزین دمکراتیک خلع ید از ایادی رژیم در پرونده حمید نوری لازمهٔ هر گونه رسیدگی جدی قضایی و عاری از زد و بند است
آخوند دژخیم محمد مقیسهای (ناصریان): همین جمعه به او گفتم نرو... گفتم اصلاً این دسیسه است. تو را میکشانند آنجا دستگیرت میکنند.
یک خلبان ایرانی آنجاست، مشکل خانوادگی با یک زنی داشته، طلاق داده، آنجا توی دادگاه گفته حمید نوری فلان و بهمان...خودش(حمید نوری) گفت که اون علیه من یک حرفهایی زده در دادگاه آنجا و در اطلاعات آنجا حرفهایی علیه من زده... این (حمید نوری) با آن خانمه که طلاق گرفته بود فامیل بودند و شوهره به پلیس داده...
آخوند سردژخیم علی رازینی رئیس شعبه ۴۱دیوانعالی رژیم: دستگاه قضایی ما با خونسردی و خیلی آرام اعلام میکند که ایشون در گذشته و در سه دهه قبل از این، در فلان ارگان کارمند جزء بوده و بعد هم بازنشست شده و رفته، آنها نمیتوانند روی این مانور بدهند...چیزی بارش نیست.


ایمیلها و پیامهای جعلی وزارت اطلاعات و سایبری رژیم
ترفند تکراری رژیم درمانده و بحرانزده آخوندی در هراس از مقاومت و قیام
۱-همزمان با کنفرانس بینالمللی مقاومت ایران در ارتباط زنده با ۲۰۰۰نقطه در کشورهای مختلف و اشرف۳، وزارت اطلاعات آخوندها به یک فراخوان جعلی تحت عنوان «فراخوان کهکشان ۲۰۲۰ قیام و ایران آزاد» متوسل شد تا از این طریق توجه نیروها و پشتیبانان مقاومت را جلب کند و در صورت باز کردن ایمیل به جنگ روانی و لجنپراکنی بپردازد یا ویروس بفرستد.

بررسی فیلمسازیهای رژیم دربارهٔ مجاهدین
آیا «ماجرای نیمروز۲» در رساندن پیامهایش علیه مجاهدین به مخاطبان موفق بوده است؟
دیدیم که؛
دیماه گذشته یعنی چند ماه بعد از اینکه «ماجرای نیمروز۲» روی اکران رفت یک میز گردی در خبرگزاری ایرنا برگزار شد که سه نفر کارشناس امنیتی نظام این فیلم را بررسی کردند. اینها کسانی هستند که حداقل دو نفرشان مسائل مجاهدین را در وزارت اطلاعات برای سالیان دنبال میکردند که یکی از آنها میگوید کار من اساساً بررسی و رصد مجاهدین است و میگوید برای ساخت این فیلم با وی مصاحبه شده است .
این افراد در همین میز گرد میگویند که از این فیلم راضی نیستند. برای مثال یکی از آنها میگوید چه نیازی بود که در فیلم رد خون برای نشان دادن بیرحمی و خونریزی سازمان به سمت دروغ بروید؟

بررسی فیلمسازیهای رژیم دربارهٔ مجاهدین
تولید فیلمهای سینمایی، آخرین برگ کارزار شیطانسازی رژیم علیه مجاهدین
در دهه هشتاد مجاهدین اساساً در عراق در محاصره بودند و پر واضح است که فعالیتهای اصلی سازمان روی حفاظت از مجاهدین اشرف و دفاع از حقوق آنها در برابر انبوهی توطئهها در شرایط جدید عراق متمرکز بود. در انتهای این دهه ما تنها شاهد یک قیام گسترده در سال۸۸ بودیم . البته و در بهمن و اسفند ۸۹ هم در ادامه قیام بهار عرب مجموعهیی از اعتراضات سیاسی علیه شخص خامنهای شکل گرفت.

کور رنگی در کپسول ولیفقیه
بعد از اشپیگل، نوبت آلگماینه بود تا بخت خود را در مسابقهٔ جعل، دروغ و نشر پروپاگاندا علیه آلترناتیو دستاربندان حاکم بر ایران بیازماید. آنگونه که پیداست دعاوی نخنمایی مانند «تمرین هفتگی برای بریدن گلو با چاقو، شکستن دست و درآوردن چشم با انگشت» نتوانست در عصر آگاهی و فوران اطلاعات راه به جایی ببرد. زیرا در جریان گردهمایی در اشرف۳ جهانیان به چشم دیدند که مجاهدین، هم «ساعت»! دارند، هم «تقویم»! و هم «گوشی همراه»، آن کسی که در «کپسول زمان» [بخوانید «کپسول ولیفقیه» و دلارهای نفتی او] زندگی میکند و بهدلیل کور رنگی، نمیخواست واقعیتهای ایران را ببیند، مجاهدین نیستند.
زیر پا گذاشتن استانداردهای ژورنالیستی

شعبه مطبوعات دادگاه ایالت هامبورگ در ۲۵ژوئن ۲۰۲۰ روزنامهٔ معروف فرانکفورتر آلگماینه را بهخاطر افترائات بیاساس به مجاهدین و مقاومت ایران که در بخش آنلاین خود بهدرج آنها اقدام کرده بود، بهعنوان افترا زننده شناخته و محکوم کرد؛ و به این ترتیب یکبار دیگر این حقیقت به ثبوت رسید که مقاومت اصیل و ریشهدار مردم ایران از هر محکمهای که ذرهیی عدالت بر آن حاکم باشد، سربلند و پیروز بیرون خواهد آمد.
دادگاه هر سه ادعای سخیف فرانکفورتر آلگماینه را مبنی بر وجود شکنجه در مجاهدین، ممنوع بودن دیدار اعضاء با خویشاندان و نداشتن تلفن موبایل و دریافت کمک مالی از عربستان جهت انتقال از عراق به آلبانی، بیپایه و افترا محسوب کرد و این روزنامهٔ «معتبر»! را به پس گرفتن ادعاهای واهی و برداشتن آنها از بخش آنلاین خود مجبور نمود.
ویژگی منحصر بهفرد

مسأله رابطه مجاهدین با مردم ایران و بهطور خاص قشر جوان، از دیرباز برای رژیم آخوندی یک مسأله جدی امنیتی بوده است. رژیم هر نوع گسترش یا پیشرفتی در این رابطه را تهدیدی جدی برای بقای خودش ارزیابی میکند.
تبلیغات و کارزار شیطانسازی رژیم علیه مجاهدین و مقاومت ایران موضوع شناختهشدهیی است؛ هر روز و هر هفته و هر سال صدها و هزاران کتاب و مقاله و برنامهٔ تلویزیونی و مستند در این رابطه منتشر میشود. البته دستگاه تبلیغات حکومت آخوندی بهخصوص در چند سال اخیر، این کارزار شیطانسازی را حتی به عرصهٔ سینما هم گسترش داده و فیلمهایی دربارهٔ تاریخ سازمان، البته با اهداف مشخص خودش ساخته است.
سؤال این است که چرا رژیم به رویارویی سینمایی با مجاهدین روی آورده و چه اهدافی رو دنبال میکند؟






